سلام الیکا دوباره زنده شد
ببخشید که دیر پارت دادم و ببخشید که کوتاهه
خیله خب بفرمایید 🤲
آهای اونایی که می خونین در میرین
نظر بدین چیزی ازتون کم نمیشه
همش که نباید مگی و شیدا نظر بدن
حالا به بچه های خودمون بر نخوره ولی به
اونایی که می خونن در میرن خیلی هم بر
بخوره من اولش از ابزار خوشم نمیومد
اما یهو یه جوری نظرمو جلب کرد که نگو
نپرس الان در انتظار فلورینا برای ادامه
داستانم .....
به عشق همون سه تا طرفدار از این به بعد سعی میکنم زود به
زود پارت بدم و داستانای جدید و زیادی بزارم
ولی خدایی من آخه انگیزه از کجا بیارم لطفا طرفداران
عزیز اگه دوتا کامنت بزارین حداقل فک کنیم خیلی داستان رو
دوست دارید
ممنون میشم 🥲🥲🥲🥲
از اونجا که خیلی تو فاز احساسی داستان دادم
می خوام بیام جنایی
چون حوصلم سر رفته مثلا می خوام بگم فردا شب یلدا
چطوری استیج رو به اتیش؟میکشم
با اشک و گریه و جیغ و سلطه بازی من الیکا نه برگ
چقندر که اینطوری بشینم و بخندم من باید انتقام
بی توجهی های بعضیا رو بگیرم
الیکا در حال خوشی سر نمی برد فردا شب که انتقام گرفتم
داستان جدیدمو میزارم
می خواستم پلیس بد و درد خوب رو
بنویسم ولی چون گیشا فعالیت کرد
یه نظر سنجی دیگه میزارم
در مورد چند پارتی های بین ۷ تا ۱۰
پارتیه یعنی داستانه رمان نیست
1 فرشته
2 مرگ یک روح
3 درد همیشگی
اه از بس برای امی یادداشت گذاشتم داستانم
کاملا به چوخ رفت و مخمم جز ناسزا های فراوان
واسه امی دیالوگ دیگه ای نداره
ولی یادداشت ها خیلی مهمه حتما باید بخونیدش
چون هر کودوم کلید یه قسمت از داستانه
از بس یادداشت گذاشتم خسته شدم
فعلا سکوت....
وقتی یادداشتم تاثیری رو روند تر زدن امی
نداره الکی نمی زارم جو داستانم خیلی
دارک شده آخه کارای امی به شدت رو مخمه
کج مغذی که سرش به کار خودش نیست و
سرشو تو هر سوراخی فرو میکنه
برو از زندگی استفاده کن حالشو ببر
واسه چی واسه خودت دردسر درست کنی
خلی ؟؟؟ اگه مرض داری دوتا زورگیر
می فرستم عین گاو شلاقت بزنن چرا رو مخ
راه میری
گیشا جون پارت بزار
گیشا جون پارت بزار
گیشا جون
گیشا جون
پارت بزار
پارت بزار
گیشا خانم پارت بزار
گیشا خانم پارت بزار
اگه میشه ترکای نقابو بزار
اگه میشه ترکای نقابو بزار
نقطه شروع هرکس ممکنه نقطه پایانش باشه
پس هواست باشه داری چه جنگی رو شروع
میکنی اگه بشینی سر جات کار خودتو بکنی بیشتر
به نتیجه میرسی کج مغذ کور
وقتی سعی میکنی دنیای کوچیکتو خراب
کنی به این فکر نمیکنی که ممکنه بعدش
چطوری بمیری؟؟
سرت به کار خودت باشه تا تهدید نشی ...
البته تو خیلی فضول تر از این حرفایی که
سرجات بشینی ......
چیزایی که فراموش هرگز نمی شن ...
اما چرا ....
چون تاثیر بزرگی تو رقم خوردن سرنوشتت
میزارن ....
گذشته ای که زندگی رو سخت میکنه
...
بچه ها من تو داستان فقط
از حیوونا استفاده میکنم
همون طور که تو فیلم هستن نه
کارکتر انیمه ای
فقط ماریا ست که گاهی از ورژن
حیوونی و گاهی انسانی استفاده
میکنم
چرا فک میکنی من باید واقعا بخندم ؟؟
من باید به خاطر حفظ موقعیتم
به همه چی لبخند بزنم
حتی اگه از داستانهایی که مینویسی متنفر باشم
نمی تونم بگم رید*م تو داستانات
چرا منو با هر الدنگی شیپ میکنی؟؟
یا در مورد آیندم داستان مینویسی
درسته درسته ...
2=6 رای+1رای خودم
2=7
3=3رای +1رای خودم
3=4
1=2رای +1رای خودم
1=3
4=0رای +1رای خودم
4=1
داستان منتخب آراء=
مرز بین دروغ و لبخند
با 7 رای
پر انتخاب ترین داستان نظرسنجی شد
پایان ...
نظرسنجی تا چند روز دیگه ادامه داره
و اگه گیشا بیخیال ترک های نقاب بشه
کم طرفدار ترین داستان رو مینویسم
البته پر طرف داره رو هم مینویسم ولی
تمرکز بیشتر روی کم طرف داره میزارم
( گیشا جونم خودت ترک های نقاب رو بزار
قبل از اینکه ما با هم یک گروه بشیم
و طی یک حرکت تروریستی به قتل
برسونیمت و داستان رو بخونیم
😑تحدید ۱۰۰۰ درصد واقعی 👌👌👌😈
🔪🔪🔪🔪🔪🔪🔪😈)
بنده بسیار در خوندن ترک های نقاب مسمم هستم
می خوام از بین این چهار تا داستان تو کامنتا
انتخاب کنین هر کودوم بیشتر کامنت شد اونو مینویسم
1_When life gives you a wish
2_The line between
a lie and a smile
3_Death song singer
4_Bad cop, good thief
اسم ندین بگین گزینه
مثلا ۱ یا ۲ یا ۳ یا ۴