ابزار پارت ۳۳

ابزار پارت ۳۳,سلام ! خوش آمدید !

ابزار پارت ۳۳

sonic💙shadow❤️:

#tool_part1.32

شش ساعت بعد .

از زبان سیلور :

خیلی وقته که تو محوطه نشستیم . و خبری از سونیک یا حتی شدو نیست . تیلز نشسته به زمین خیره شده و علف ها رو دور انگشتش می پیچه . ناکلز هم ایمی رو محکم گرفته که نره تو قشقرق به پا کنه .

از رو نیمکت بلند میشم

سیلور: میرم یه سری بهشون بزنم

ناکلز:سیلور بشین سر نشمنگاهت من دوتا دست بیشتر ندارم نمی تونم تورم نگه دارم

سیلور:نیازی نیست منو نگه داری فقط میرم ولی بینم چیشد ..خیلی...دیر کردن

تیلز:بزار بره

سیلور:ممنون تیلز

به بخش میز پرستاری میرم..

سیلور:ببخشید خانم..ددکلیر..اوضاعش چطوره؟

پرستار:همونی که 6 ساعت پیش اوردنش

سیلور:بله...

-الاناس که عملش تموم بشه .

+... حالش ... خوبه ؟

- طبق تجربه شخصی من ، اگر عملش اینقدر طولانی شده یعنی احتمالا تا الان موفق بودن .

با شنیدن این حرف نفس راحتی می کشم

شدو رو می بینم که از دور تو راهرو به سمتم میاد . سرش پایینه . می تونم بفهمم فشاری از روش برداشته شده .

به سمتش می رم ، سرش رو بالا میاره و می گه :«عملش موفقیت آمیز بوده ، الان اتاق ریکاوره ... فعلا نمی تونیم بریم ملاقاتش »

احساس می کنم از زیر فشار رها شدم .

- ممنونم شدو ، من می رم به بقیه بگم . باید برگردیم به سالن خودمون .

و به خودم که اومدم ، لبخندی تا بناگوش روی صورتم بود .

چند قدم مونده به بچه ها برسم لبخندم رو به زورررررررمیخورم و قیافه غم و بهت زده به خودم میگیرم....اصلا بازیگر خوبی نیستم ولی ..به امتحانش می ارزه؟مگه نه؟واییی فرض کن چه قیافه هایی قراره ببینم....سیلووررر کنترل کنننننن

دیگه رسیدییی بهشون

امی:...س..سیلور..چرا قیافت...

تیلز:..چیشد..ده

سیلور:س..سونیک..مر..اخخخ

میخواستم بگم مرده که یکی میزنه پس کلم برمیگردم میبینم...

سیلور:هی شدو

شدو:بدبختا رو دق مرگ نکن

شدو:(خنثی) سونیک عملش موفقیت امیز بود الانم توی بخش ریکاوریه فعلا نمی تونید ببینیدش

همه اول یه نفس عمیق کشیدن...و بعد...نگاه ها اتشینشون رو بهم دوختن...

پشت شدو پناه میگیرم...

امی چکش در دست میاد با چشمانی که اتش ازشون میباره میاد جلوی شدو

امی:شدو ..اجازه میدی؟

شدو:افتخار بدنس راحت باشین...

وات یعنی چی ؟! شدو تو مگه برادرم نیستی لعنتی باید ازم دفاع کنیییییییییی

شدو میره کنار.....و...عاقبتم رو به دست یه لشکر عصبانی میسپره...

بعد چند دقیقه دیگه طاقتم طاق میشه

سیلور:شدووووو دیرتر بیای منم باید برم کنار سونیک بخوابما بیا کمککککککگ

موضوعات: رمان
برچسب ها: ابزار
پنجشنبه سوم مهر ۱۴۰۴18:27Gisha_she
آخرین مطالب