از زبان شدو :
باورم نمیشه ... بدتر از این نمی شد . می خوان این اسکل رو بکشن . اون هم با سر داره می ره که بمیره .
از اون بدتر اینکه تو یک گروه دور از بقیه افتاده که بی دردسر بشه سرشو کرد زیر آب .
صبر کن ... آب ؟ ... ممکنه بخوان واقعا غرقش کنن ؟ اصن به من چه ...
- فکر کنم باید بریم .
اون دختر گل به سر (یکی از سه قلو ها) با حالت کمی عصبی نگاهم می کرد . مثل اینکه بقیه گروه ها کارشون رو شروع کرده بودن .
پرسیدم :«... باید چیکار کنیم ؟»
بقیه خیلی نا امیدانه نگاهم کردن . خودمو کنترل کردم که با لگد نزنم تو صورتشون ... .
پاتریشا خیلی رسمی هدف رو برام توضیح داد .
از زبان سیلور :
می تونم اعتراف کنم برنامه ریزیشون حرف نداره . یک طوری گروه ها رو چیدن که مطمئن بشن اگر هر کسی از مقاومت تو دردسر بیوفته نمی شه نجاتش داد . معلوم نیست تیم دیپر از ماجرا خبر داره یا فقط سیاه لشکر هایی هستن که طبق نقشه بالایی ها پیش می رن . ممکنه حتی رئیس تیم دیپر هم از هیچی خبر نداشته باشه ؟توی سالن های خاکستری رنگ پایگاه مخفی با احتیاط پیش می رفتیم . این بار برعکس دفعه قبل این یک پایگاه خالی نبود .شروع به مبارزه میکنیم...اگمن واقعا ربات های پیچیده پیشرفته و پرحرفی داره ...حرف زدنشون واقعا رو مخهههه باعث حواس پرتیم میشه...ولی منو یا وقتایی که با سونیک مبارزه تمرین میکردیم میندازه...خیلی حرف میزد ...مث الان ساکت نبود...ولی خب به لطفش الان یکم مقاوم شدم در مقابل فک زدن های حریفم..نمی دونم بقیه چی فکر می کنن راجع به این سونیک کم حرف ... و اینکه سونیک حالش خوبه ؟ امیدوارم خیلی زود به مشکل نخوره . هر جور شده سریع خودمو بهش می رسونم ... فقط باید یکم دیگه صبر کنه .
از زبان سونیک :
واقعا شرایط جالبیه . نمی فهمم کسایی که دارم باهاشون تو پایگاه دشمن راه می رم و مثلا باید از هم دفاع کنیم دوست هستن یا دشمن. این دختره که گل رو سرش داره خیلی مضطرب به نظر می رسه . نمی تونم بفهمم جزوی از نقشه سازمانه یا از اگمن می ترسه . تیکست از همه عجیب تر رفتار می کنه ...خیلی ماموریت رو جدی گرفته . با دست به بقیه اشاره می کنه که سالن سمت چپ امنه و می تونیم وارد شیم . کم کم دارم فکر می کنم خودشم از همه جا بی خبره . ولی این گرگ عجیب غریب یک طوری به من نگاه می کنه انگار اگر بهش اجازه بدن سرمو با دندوناش قطع می کنه . البته اگر کاری بکنه منم براش کم نمی زارم.پشت دیوار سر پیچ دیگری قایم شدیم . من که به لبه دیوار از همه نزدیک ترم اون طرف رو نگاه می کنم . سالن خالیه . البته در انتهای اون یک درب کوچک و فلزی دیده می شه . علامت می دم که امنه و وارد راهرو می شیم . نمی تونم حدس بزنم پشت درب رو به رو مون چی منتظرمونه . خوشحالم که بقیه اعضا مقاومت همراهم نیستن ، نمی خوام دوباره اون ماجرا رو تجربه کنم ... به هر قیمتی ...
در رو باز میکنم......
خالیه بازم؟!
یعنی چی؟
سونیک:تیکست یعنی چی چرا اطلاعات..
تیکست:فقط سر جات بمون ددکلیر
سونیک:(خنده عصبی) فک نمی کردم انقدر زود شروع کنین ..
ونوم:این به نفع همس تو در اضای زمرد بزرگ
سونیک:واقعا فکر کردین اون ناشی به قولش عمل میکنه؟
تیکست:دستوریه که از بالا دادن بخوای مقاومت کنی
گارد گرفتن اعضا*
تیکست:یه خورده دردناک میشه اونوقت..
سونیک:(پکر)واقعا؟دفعه قبلی برات عبرت نشد؟
با این حرفم تیکست دندون قروچه ای کرد و به سمتم حمله ور شد..
نمیخواستم مبارزه کنم...
ای ای ددکلیر کارت بخوره تو این زبونت..
با حمله تیکست ونوم وسلیا هم به سمتم هجوم اوردن
در حال جاخالی دادک از ضربه فشار هواعه تیکست بودم که با حالت خاصی گفتم
سونیک:اقا اقا کاتتتت سه به یک قبول نیست
سلیا:خفه شو خارپشت
سونیک:هی این نحوه برخورد با یه شخصی مفید نیست
سلیا:هه مفید؟من چیزی جز یه خارپشت که تو این دنیا اضافه س نمیبینم)
اخ دردم گرفت ...رو بد چیزی دست گذاشت....
از زبان راوی (فعلا فلورینا) :
مبارزه چشمگیری بود . دقایقی بیشتر طول نکشید که سلیا و ونوم به خارج از زمین مبارزه رانده شدند ؛ سطح مبارزه برای آنها خیلی بالا بود . دنبال کردن مبارزه با چشم سخت و سخت تر می شد . با نفوذ ترین رئیس گروه در کل سازمان در مقابل سریع ترین موجود زنده نبردی بود که نمی شد همیشه دید . به طور کلی تیکست و سونیک با هم مشکلی نداشتن ؛ ولی از هم خوششان هم نمی آمد . اما در این درگیری آنها فقط دو مهره سازمان بودند . دو مهره که به سادگی جایگزین می شدند . سازمان آنها جایی بود که برای حفظ امنیت جزیره جنوبی تلاش می کرد . البته اعضا این سازمان فقط ابزار های در دست رئسای بالا دست بودند .مبارزه با کم اوردن سونیک به پایان رسید...شاید جای تعجب باشه ولی خب منطقیه اول که سا به یک بودند و بعد هم ...به زخم پهلوی سونیک فشار وارد شده بود و دوباره در حال اغاز یک خونریزی وحشت ناک بود ...
سونیک روی دو زانوش افتاد و جای زخم رو محکم گرفت...
ارزش داشت این همه جنگیدن؟
اونم توی همچین سازمانی؟
؟به به عجب مبارزه ای بود واقعا لذت بردم فرمانده تیکست
تیکست: تو باید اینفیت باشی......
پایان این پارت