اثر پروانه ای پارت ۲

اثر پروانه ای پارت ۲,سلام ! خوش آمدید !

اثر پروانه ای پارت ۲

۲۰۲۰/۳/۲۹ م.ی

از زبان شدو:

از اون روز که توی خونم ظاهر شدم بیرون نرفتم خونه رنگ و بوی سونیکو داره....وقتی رفتم به عکسای مشترکمون نگاه کنم...دیدم سونیک از همشون حذف شده...

بغضم گرفت یعنی قراره چطوری برگرده پیشم...با چه اخلاقی..میتونم همونجوری دوسش داشته باشم ...بازم پر انرژی خواهد بود؟

برای روبه رو شدن با سوالاتم حتی تا دم در نرفتم....چه برسه به بیرون...

*دین دونگ*

عااااا یعنی کیه اول صبحی..

در باز میکنم

شدو:سیلور؟!چرا لباس پستچی پوشیدی؟

سیلور:ببخشید شما اسم منو از کجا میدونید..

شدو: سیلور مسخره بازی در نیار ما دو..

دوست نوک زبونم بود اما نمی یومد...واقعا تاحالا به کسی نگفته بودم دوست..

سیلور:متاسفم اقا ولی احتمالا اشتباه گرفتین چون من فقط یه پستچیم..

دستشو میبره توی کیف پارچه‌ایش و یه نامه بیرون میاره

سیلور:بفرمایید نامه تون

بهم میده و میره

نامه؟!اما من جز سونیک کسیو نداشتم که برام نامه بفرسته...البته اون از اسگلیش بود...

یعنی ممکنه خودش باشه؟

با ذوق و فکر اینکه سونیک نامه ر فرستاده بر میگردونم تا فرستنده نامه رو ببینم..

شدو:؟؟؟؟ماریا؟؟؟؟

^-^^-^-^-^-^-^-^-^-^-^^-^-^

از زبان شدو:

متن نامه:

سلام شدو میدونم قبلا در این مورد حرف زدیم ولی...

ما اینجا خیلی به کمکت نیاز داریم....اخیرا فعالیت های مفلیس و گروهش خیلی بیشتر شدهنو صفحه بعدی درخواست عضویت برات فرستادم..اگه قبول کنی ممنون میشم..فردا همین موقع پستچی امروز میاد تحویلش میگیره

دوست دار تو ماریا...

حین خوندن نامه یه سری خاطره از توی ذهنم رد میشه...

اثر پروانه ای فقط رو زندگی سونیک تاثیر نداشته روی من هم بوده...

ماریا توی اون واقعه کشته نشده و الان عضو پایگاه مقاومته.....

صبر کن پایگاه مقاومت؟!

مطمئنم هرچقدرررر طول بکشه میتونم سونیک و اونجا پیدا کنم

برگه درخواست عضویت رو پر میکنم میزارم روی میز

اگه فردا درخواست ارسال بشه پس فردا باید برم پایگاه...باید عادی جلوه کنم وگرنه میفهمن

پس فردا😂😂😂:

از زبان شدو:

باید به ماریا بگم؟یا نگم .....

بالاخره به هر زحمتی بود دوروز گذشت و من به شهر گرین هیلز اومدماز مردم سراغ پایگاه رو میگیرم ولی کسی جوابمو نمی ده...

؟:بیا بریم چیز

صدای اشناااااا

بر میگردم و با کریم روبه‌رو میشم

شدو:عااااا کریممممم واقعا نیاز به دیدن یه چهره اشنا داشتم..

میرم نزدیکش میخوام دستم بزارم رو شونش که دستم توسط فردی گرفته میشه..

؟:داری چه غلطی میکنی؟

کریم:برادر کاریش نداشته باش

این صدا...برادر؟..برمیگردم..

شدو:سونیک!!

همین که اسمش از دهنم خارج شد عین برق گرفته ها مشتی حواله صورتم کرد...

سونیک:خوش ندارم کسی اسممو عوضی بگه اسم من نوروئیه..تازه واردی قبلا ندیده بودمت

اهههه درسته یادم رفته بود اثر پروانه ای

سر تا پاشو برانداز میکنم.

(عکسشو میزارم حال ندارم بنویسم)

میاد جلو فاصله صورتامون به میلی متر میرسه با یه لبخند مسخره به چشام زل میزنه..

سونیک:به چی بر و بر نگاه میکنی؟

شدو:من دنبال پایگاه گروه مقاومتم میتونی بگی کجاست؟

قیافشو تغییر میده دستشو میزاره روی شونم

سونیک:او البته که میدونم از اکن طرفه به خاطر ملفیس و پسراش دستش مخفین)

مفلیس و چی چی؟

شدو: ممنون...

کریم :برادر میشه برگردیم خونه؟ببخشید تنهایی اومدیم بیرون

سونیک:ایرادی نداره ساشو لطفا دفعه بعد با یکی از بچه ها بیا

و بعد دست کریمو میگیره و میره...

ساشو....

سونیک کله شقققق

موضوعات: رمان
برچسب ها: اثرپروانه‌ای
یکشنبه دوم شهریور ۱۴۰۴0:2Gisha_she
آخرین مطالب