از زبان شدو:
مسیری که سونیک گفته بودو میرم(نمی تونه قبول کنه بهش بگه نوروئی)
بن بسته که ..احساس میکنم کسی نگاهم میکنه وقتی برمیگردم ببینم کیه
شدو:هوی چیکار میکنین
انداختنم توی یه کیسه پارچه ای
؟:ساکت باش فقط
شدو:ماری...
جلوی دهنمو میگیره ...این طدای ماریا بود..
__
ماریا:خیل خب رسیدیم
از کیسه میام بیرون اولی یکم نور چشامو میزنه...
ولی بعد
خدای منننن ماریا چقدر تغییر کرده و بزرگ شده ...محو تماشای تغییراتش بودم که با صداش منو به خودم اورد
ماریا:از دست این پسره خل و چل یه لحظه ارامش نداریم باورم نمیشه هنوز نیومده باهلش روبه رو شدی.
ماریا میاد لباسمو چک میکنه که ردیاب چیزی نباشه ولی زیر یقم نزدیک جایی که سونیک دست زده بود یه دونه پیدا کرد..
شدو:کی رو میگی؟!
ماریا:نوروئی
شدو:مگه سونیک چیکارتون میکنه؟!
ماریا: ای بابا شدو الان گفتم اسمش نوروئیه مگه قبلا باهم صحبت نکردیم اون دست راست و پسر خونده مفلیسه...
مفلیس؟ پس یعنی اون روز به جای دراز چنگال مفلیس سونیکو.....
ای واییییییییییی
نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه
نباید اینطوری میشد
ماریا:گوشت با منه شدو؟
شدو: ا اره
ماریا:بیا بریم پیش رئیس
راستش کاملا کنجاوم بدونم رئسشون کیه انقدر ذوق داشتم بابت دیدن ماریا و سونیک کلا یادم رفت دعوت نامه رو بخونم...
ماریا در اتاق رئیسو باز میکنه...........
از زبان شدو:
در باز میکنه
شدو:اگمن؟!
ماریا یه دونه میزنه پس کلم..
شدو :اخخخخ
از کی تاحالا این دختر دست بزن پیدا کرده؟
ماریا: سلام عمو
عمو!!!!!!!!!!!! خارام خارام خاراممممم
البته این یکی منطقیه چون وقتی ماریا زندس یعنی اگمن خانواده داره و به یه دانشمند دیونه تبدیل نشده...
اگمن:خوشحالم که دوباره میبینمت شدو
شدو:م..ممنون من ..هم همینطور(به زور داره میگه)
الان اگه سونیک اینجا بود کلی میخندید و مسخرم میکرد...چقدر دلم برای خنده هاش تنگ شده...
اگمن:خب ماریا گفت بالاخره قبول کردی
شدو:اره...
اگمن :واقعا ازت ممنونم شدو اینجا خیلی کمبودت حس میشد(زر میزنه)الان میگم هم گروهیات بیان..
شدو:من نیازی به هم گروهی ندارم
اگمن:میدونم میدونم تو به تنهایی بی نقصی (نخیرم سونیک کاملش میکنه) ولی خب نوروئی میدونی یکم خاصه ..نمیشه روش کارشو حدس زد...
شدو:ا اهان (دلخور)
خب سونیک حتی وقتی قهرمان بود نمیشد کاراشو حدس زد چه برسه به ویلن بودنش..
.....ویلن.....
فلش بک:
سونیک:قول بده منو از تاریکی بیاری بیرون
پایان فلش بک:
....سونیک میدونست اگه دراز چنگال پیداش نمی کرد تبدیل به یه...همچین چیزی میشد..
؟: شدوووووو باورممم نمیشه اومدیییی
تیلز میاد و محکم میپره بقلم
شدو اثر پروانی ای اثر پروانه ای اثر پروانه ای اثر پروانه ای تو الان دوست جون جونی تیلزی حواست باشه
ای تف تو این اثر مزخرف (در اصل نویسنده)
دستمو میزارم روی سرش
شدو:خ خیلی وقته ندیده بودمت خوبی
خدااااایاااااا مثل عذاب میمونه انگار دارم جای یکی دیگه زندگی میکنم...
ازم جدا میشه میره سمت ماریا
تیلز:هنوز باورم نمیشه راضیش کردی
ماریا:خودمم موندم
(راوی:شما راضیش نکردی من کردم *زبون در اوردن*)
شدو:بزارین حدس بزنم هم گروهیام.....
از زبان شدو:
شدو:بزار حدس بزنم هم گروهیام سیلور تیلز و ناکلز هستن درسته
اگمن:مثل همیشه عالی هستی درسته و کارای گروهی مشترکت با امی روز خواهد بود)
امی هم یه سر تیمه؟ اوم برام جالبه بدونم حالا که سونیکی نیست که دنبالش بدوه قراره چجوری باشه..
تیلز:بیا بریم شدو بچه ها مشتاقن ببیننت.
دستمو میکشه و میره
پس سونیک همیشه چنین حسی رو کنار تیلز تجربه میکرد..
خب حق میدم وقتی همچین موجوداتی کنارت باشن نتونی یه جا بند بشی..
به یه اتاق با در سفید میرسیم..
درو با شدت باز میکنه..
تیلز:بچه هاااااااااااا
سیلور:اخخخخ تیلز چته ارومتر
خنده ریزی میکنم سیلور وقتی تیلز اونطوری در و باز کرد سکندری خود و با تخت بالاییش برخورد کرد..
تیلز:ببخشید سیلور نه اینکه شدوووو اومده خیلی هیجان داشتم...
ناکلز و تیلز :شدو؟!
جفتشون میان روبه روم و خیلی گرم دست میدن..
سیلور:تخت بالایی من خالیه میتونی اونجا بخوابی ... نه اینکه تو خواب غلط میزنم نمی تونم بالا بخوابم...
شدو:(خنده) ممنون
کوله پشتیم رو میزارم رو تخت...
بلند گوی اتاق به صدا در میاد: تیم دارک لطفا هرچه سریعتر اماده شین در بخش جنوب غربی شهر حمله ای از طرف نوروئی(سونیک) رخ داده است
از زبان شدو:
سیلور:اینا رو بپوش
تیلز: اخخخخخ بالاخره میتونم با دستای خودم اون گلوی نحسشو فشار بدممم
شدو:یا خداااا (از تیلز ترسید)
ناکلز:نگران نباش تیلز ادم دل رحمیه ولی خب هر سه تای ما یه کینه شخصی داریم
سیلور:(زمزمه) من ندارم
شدوممیتونم به پرسم سرچس؟
سیلور:خب نوروئی از اول این شکلی نبو...
تیلز:خیلیم بود. اون فقط میخواست ازمون ازت سو استفاده کنه
اونقدر که تیلز راجب سونیک راحت بد میگه و مصمه سیلور نیست...شاید بهتر باشه یه گفت و گوی شخصی داشته باشیم...
تو محل درگیری....
سونیک...تو با خودت چیکار کردی؟...