ابزار پارت ۲۶

ابزار پارت ۲۶,سلام ! خوش آمدید !

ابزار پارت ۲۶

از زبان شدو:

شدو:تیلز تو اینجا چیکار میکنی؟

تیلز: بیسیم سونیک فعال شده بود متوجه شدیم توی دردسر افتادین بقیه بچه‌ها هم توی راهن دارن میان اینجا اما واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

شدو : بعداً برات توضیح میدم الان مبارزه کن

واقعاً هم همین طوری که تیلز گفت بقیه بچه‌ها رسیدن و مبارزه با عقب نشینی اینفیت به پایان رسید اما بعد یه مشکل وجود داشت از مکان سیلور خبر نداشتیم و نویزگیر پخش کرده بودن و مکانش روی نقشه‌هامون مشخص نبود توی پایگاه‌ها پخش شدیم تا سیلور و سونیک رو پیدا کنیم سونیک توی شرایط اصلاً خوبی نیست اگه یکم دیرتر پیداشون کنیم.........

نه اینطوری نمیشه ...نمیزارم که بشه

از زبان تیلز :

اینفینیت غیبش زده و از ربات ها هم چیزی جز زباله نمونده ...

تیکست یک گوشه وایستاده و به زمین خیره شده . ونوم هم داره با اصرار سلیا ، سعی می کنه قسمتایی از رباتا که شاید به درد بخورن رو جمع کنه .

سیلور و سونیک غیب شدن و شدو هم دنبالشونه . من هم علاوه بر تلاش برای ردیابی سیلور ، هر کسی از گروه مقاوت می رسه ، می فرستم دنبال سونیک بگرده .

این سه نفر قطعا دارن یک چیزی رو پنهون می کنن.

شدو که کلا داره عجیب غریب رفتار می کنه . اون داره دنبال سونیک می گرده ؟؟؟ اگر می گفتن دنیا داره به آخر می رسه ، بیشتر باورم می شد .

سیلور هم با شدو خیلی این مدت از دور ایما و اشاره میکرد ... فکر می کنه کسی متوجه نمی شه ؟

سونیک هم که از همه بدتر .

آهی می کشم و دوباره روی کارم تمرکز می کنم ، الان وقت شرلوک هلمز بازی نیست ... .

از زبان امی:

آقا یعنی چی من نمی‌فهمم اول که یهو میگن که هرجا هستیم بریم به پایگاه هایی که سونیکشون اونجا بودن بعد یهو تیلز برمی‌داره میگه که برین دنبال سیلور و سونیک توی راهروها و پیچ این پایگاه‌ها بگردیم چه غروش میشی گیر کردی ما من نمی‌فهمم ولی صورت تیز طوری بود انگار اتفاق بدی افتاده .....

صبر کن ببینم نکنه سونیک چیزیش شده...

(در هر شرایطی جاستتت سونیک سیلور اون بین پیاز بود)

داشتم نا امید می شدم و برمی گشتم که از یک مسیر دیگه برم ، ولی یک لحظه چیزی توجهم رو جلب کرد ... یک لکه خون روی زمین ریخته بود ... حس بدی بهم دست داد .

شروع کردم به دویدن ... سعی می کردم لکه های خون ذو دنبال کنم

از زبان سیلور :

داشتم تو راهرو ها می دویدم شاید کسی رو پیدا کنم ... واسه اینه سرعتم بیشتر بشه سونیک رو پشتم گذاشته بودم . خیلی نگرانم ... .

همینطور که می دویدم یک لحظه تو گوشم یک صدایی اومد ...

- هییی ... دقیقا ... داری ... چیکار ... می کنی ؟

از زبان اینفینیت :

لعنت بهش ... از دستمون در رفت ... اول فکر کردم که بهتره برم دنبالشون ... دو نفر که یکیشون زخمیه نمی تونن خیلی دور بشن یا راحت قایم بشن ...

ولی خب ... وقتی دیدم بقیه اعضا گروه مقاومت هم دارن جمع می شن ... فهمیدم ظاهرا متوجه یک چیزایی شدن .

پس تو سیستم مخابراتی شون به همون روشی که از قبل برنامه ریزی شده بود نویز انداختم و الفرار ...

از زبان تیکست:

به خشکی شانس...اینفیت فرار کرد ..اگه گیرش مینداختیم ..میتونستیم ازش حرف بکشیم...

اون بچه دو دمه هرکسی از گروهش که میرسه میفرسته دنبال ددکلیر.....

این یه شکسته...بدتر از شکست اون گروه...حالا باید ..جواب پس بدم..

تیکست:بچه همه جمع شیم برمیگردیم پایگاه

اون دو دمه میاد سمتم با عصبانیت توی صورتم می توپه

تیلز:برگردیم؟بدون سونیک و شدو؟!مگه تو چشات کور بود ندیدی حال وضعشو؟

*تقصیر خودم بود😂😂*

تیکست:ماموریت شکست خوردا باید برگردیم هرکی دلش میخواد بمونه به ما ربطی نداره

تیلز:هه نباید هم ازتون انتظاری داشت شما ها اصلا احساستا حالیتونه؟! نه نیست..

تیکست:ببین فسقلی دیگه خیلیییی داری زایده روی میکنی

نگاه پر از انزجارشو از روم برداشت

تیلز:شکست خورده های واقعی ما نیستیم شمایید که احساست حالتون نیست تو کل زندگیتون فقط یه شکست خورده بودید

اینو گفت و رفت......

...حرفش ....

راست میگفت؟شکست خورده واقعی من بودم؟...

از زبان سونیک:

نمی تونم بفهمم دقیقا کجاییم و داریم چیکار می کنیم ... . البته می دونم که سیلور منو داره یک جایی می بره ... می خوام ازش بپرسم چرا داره می دوـــه. ولی صدام به زور در میاد : «هییی.... دقیقا ... داری ... چیکار ... می کنی ؟»

سرم گیج می ره ... جای زخم می سوزه ... این لعنتی نباید تا الان خوب می شد ... ؟

به نظرم سیلور سر جاش متوقف شد . آروم منو گذاشت زمین . چرا وایستادیم ؟

می بینم که دهنش داره تکون می خوره ... مثل اینکه داره یک چیزی می گه ... ولی صداش نامفهومه .

- بیدار بمون ... سعی کن با من حرف بزنی ...

چرا ازم می خواد بیدار بمونم ... من ... خیلی خستم ... .

به صورتش نگاه می کنم ... چرا این حالتو به خودش گرفته ... ؟ انگار ... ترسیده .

پایان پارت ۲۶

موضوعات: رمان
برچسب ها: ابزار
چهارشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۴14:53Gisha_she
آخرین مطالب